169افسران و فرماندهان براى آغاز حمله، اراضى را بازديد كردند و بالأخره ارتش آماده شد. قواى اعزامى به قانون لشكركشى آن روز، به پنج دسته تقسيم شده بود. ستون پيشرو يا نظاميان خط اوّل، ستون راست، ستون چپ، ستون عقبدار يا قسمت احتياط و پست فرماندهى در مركز قوا قرار گرفت.
مقصود از اين تقسيمبندى اين بود كه هرگاه ستون چپ يا راست دشمن به ستون مخالف لشكر حمله كرد و لشكر مجبور به عقبنشينى گرديد؛ قسمت احتياط فوراً با يك حركت مورّب جلو بروند تا از مجموع نيروها، تشكيل يك مثلثى داده شود و اگر دشمن بدواً به قلب حمله كرد، ستون راست و چپ از عقب آنها به هم متصل شوند، در نتيجه، دشمن در حلقه محاصره قرار گيرد.
ارتش اسلام از حيث عدد در مقابل يهود بسيار اندك بود. عده آنها بنا به گفته ابن اثير 1 به هزار و دويست تن پياده و دويست تن سواره مىرسيد و نسبت اين عدد با لشكر يهود، كه بنا به گفته يعقوبى بيست هزار تن بودهاند، نسبت به يك سيزدهم است؛ ولى با اين حال، همين عده كم بر بيست هزار نفر يهودى غلبه كردند. سبب چيست؟ چه عواملى باعث شد كه يهود مغلوب شوند؟ مسلّم است كه سپاه اسلام، اگر در تعليمات جنگى از يهود عقب نبودند، بهتر هم نبودند. منتهى تفاوتشان در يك چيز بود و همان يك چيز سبب پيروزى آنان شد و آن داشتن روحيه و ايمان بود.
درست نمىدانم در كدام شماره از مجلههاى پياده نظام ارتش ايران مقالهاى به قلم يك سرهنگ ديدم در مقام اظهار عقيده نوشته بود: اگر چه نبردهاى امروز و بلكه در همه نبردها تجهيزات جنگى، خواربار زياد، افسران كارآزموده و بالاخره آنچه مربوط به سازمان جنگى است، لازم است، ليكن مهم تر و كارسازتر از همه تقويت روح سرباز است. اگر سرباز در جبهه جنگ بزدل نباشد و روحيه خود را از دست ندهد، مىتواند به حريف خود حمله كرده، تفنگ او را از دستش بگيرد و با همان تفنگ او را از پا