167آنها فكر مىكردند كه اگر به طرف خيبر بروند، مسلمان ها حتماً وارد قبيله شده، زنانشان را اسير مىكنند و كليه دارايى آنها را ضبط و به غارت مىبرند؛ از اين جهت پيمانشكنى را بر زيان مالى ترجيح داده، مراجعت كردند و لشكر اسلام بدون برخورد به مانع، پيشروى خود را ادامه داد. 1
محاصره
ساختمان قلعههاى خيبر بسيار محكم بود و هر يك درِ بسيار بزرگ و سنگينى داشت؛ بهطورى كه وقتى بسته مىشد، ورود به قلعه ممكن نبود. هر قلعهاى را براى ذخيره يك چيز اختصاص داده بودند؛ يكى مخصوص ذخيره آذوقه، يكى محلّ آلات جنگى، يكى ديگر جاى اسبان و وسايل نقليه بود.
مرد و زن يهودى نيز در چند قلعه ديگر ساكن بودند. آنان روزها درِ قلعه را مىگشودند و براى كارهاى كشاورزى به مزارع اطراف مىرفتند و عصرها دوباره به داخل قلعه برمىگشتند و در را بسته به آسايش مىپرداختند. سكنه خيبر يك زندگى دهقانى داشتند كه در درون آن تشكيلات حكومتى و فرمانروايى نيز موجود بود.
يهوديان از گذشته چنين بودند كه هر يك بايستى چند كار را، گاهى به تناوب و گاهى با هم انجام دهند. يك يهودى هم دورهگرد است و هم داروساز، هم دكتر است و هم قاچاقچى، هم جاسوس است و هم سرباز جنگى. هر طور كه پيش آيد و مقتضى باشد خود را آماده مىكنند.
همانگونه كه گفتيم بنيان قلعهها بسيار محكم بود و راه يافتن به داخل اين قلعهها، با وسايل و تجهيزات جنگى كه ارتش اسلام در آن روزگار داشت، مشكل مىنمود؛ اگر يهوديان در داخل قلعه آلات جنگى و وسايل دفاعى نداشتند، باز ممكن مىشد با زدن چند نقب به داخل قلعهها راه پيدا كرد ولى مشكل اينجا بود كه نتيجه اين كار جز به