121در آغاز بحث، از صحيحين آورديم، پيامبر خدا(ص) متوجه بود و با ايماء و اشاره، از اين عمل نهى مىكرد؛ «فجعل يشير إلينا أن لا تلدوني فلما أفاق، قال أ لم أنهكم أن تلدوني».
2. موقعيت عباس در اين جريان: بنا به مضمون حديثى كه ترمذى و بعضى علماى اهل سنت نقل كردهاند، عباس عموى پيامبرخدا(ص) از همان افرادى بود كه به دهان پيامبر دوا ريختند. «رده العباس و أصحابه» 1ولى به نقل ابن ابى الحديد، از عايشه، عباس با اين كه در مجلس حضور داشت اما از دوا ريختن به دهان حضرت رسول امتناع ورزيد «فاجمعوا علي ان يلدوه فقال العباس لا الده...» 2در حالى كه بنا به مضمون حديثى كه از صحيحين نقل آورديم، عباس در اصل جريان حضور نداشته بلكه بعداً وارد شده است؛ «إلا العباس فانّه لم يشهدكم». 3
3. چه كسانى مشمول مجازات گرديدند: بنا به نقل احمد بن حنبل، به همه صحابه، كه در آن جريان حضور داشتند، دوا داده شد تا نوبت به همسران آن حضرت رسيد؛ ولى بنا به مضمون حديث ديگرى كه باز احمدبن حنبل نقل كرده، به جز همسران پيامبر(ص) شخص ديگرى در آن موضوع و در آن جلسه شركت نداشت و دوا نيز تنها به همسران پيامبر(ص) خورانده شد.
«عن العباس إنه دخل على رسول الله وعنده أزواجه فاستترن منه إلاّ ميمونة فقال(ص) لا يبقى في البيت أحد شهد للد إلاّ لُدّ»: عباس گويد: وارد حجره پيامبر(ص) شدم و همسران آن حضرت در كنارش بودند. با ديدن من، حجاب به سر كردند، جز ميمونه. پس پيامبر(ص) فرمود: در خانه كسى باقى نماند كه شاهد دوا خوردن من بوده است، مگر اين كه به دهان او هم دوا ريخته شود.
آيا صدور چنين حكمى با مقام نبوت سازگار است؟
گذشته از اين تضاد و تناقض سه گانه در متن اين داستان، كه دليل بر جعل و ساختگى بودن آن مىباشد، در زمينه اين افسانه ساختگى، اين سؤال مطرح است كه: آيا