122اصلاً صدور چنين حكم خندهدار و دستور چنين مجازات مخالف عقل و وجدان، از سوى رسول الله(ص)، با مقام نبوت و شخصيت شاخص رسول اعظم و پيامبر خاتم متناسب است؟! زيرا در ظاهر، مضمون همه اين حديثها و مفهوم صريح بعضى از آنها اين است كه دستور اكيد و سوگند پيامبر خدا(ص) در مورد دوا خوردن تمام افراد حاضر در مجلس، به عنوان عمل متقابل و مجازات اقدام آنان صورت گرفته است؛ «يقسم رسول الله عقوبة لهم بما صنعوا» 1در صورتى كه اولاً- همان گونه كه اشاره شد، بنا به مضمون بخش مهم اين حديثها، پس از آن كه پيامبر خدا(ص) به هوش آمد، متوجه شد كه به دهان او دوا ريخته شده، بنابراين، از ناحيه آن حضرت، كه در حال بيهوشى به سر مىبرد، نهى وجود نداشته تا مخالفتى صورت پذيرد و متخلّفان مجازات شوند.
ثانياً - اگر در اين رابطه مفهوم همان حديث را بپذيريم كه آن حضرت قبلاً متوجه جريان بود و با ايما و اشاره آنان را نهى مىكرد و از خوردن دارو امتناع ورزيد، باز هم نمىتوان چنين مخالفتى را جرم قابل مجازات به حساب آورد؛ زيرا اين مخالفت، بر اساس توجيهى از سوى عاملين بوده كه معمولاً هر مريض از خوردن داروى تلخ، امتناع مىورزد.
و ثالثاً - اگر فرض كنيم كه همه حضار مجلس، طرف مشورت و با اصل موضوع موافق بودهاند، اما مسلّم است كه همه زنان در انجام دادن اين عمل شركت و مباشرت مستقيم نداشتهاند. بنابراين، مجازات همه حضار چرا؟ و چرا همه حاضران، به جرم عمل يك يا دو نفر مجازات شوند، در صورتى كه طبق قانون اسلام و قانون عقل نمىتوان كسى را به جرم شخص ديگر مسؤول دانست؛ «وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ» و آيا اين حكم مانند آن نيست كه در مقام قصاص عدهاى را به جرم راضى بودن به قتل كسى، مانند شخص قاتل، محكوم به قصاص نمايند؟! و آيا هيچ شخص عاقلى به خود اجازه مىدهد افرادى را در برابر عملى كه آن را وظيفه اسلامى و انسانى خود و راه نجات وجود پيامبر و معالجه او مىدانند، به جاى تقدير و تشكّر از عمل آنان مجازات