106به عنوان هديه خدمت پيامبر(ص) فرستاد. پيامبر(ص) وقتى نخستين لقمه را به دهان گذاشت احساس كرد كه مسموم است، بىدرنگ آنرا از دهان در آورد. هم غذايش «بشر بن براء بن معرور» كه از روى غفلت چند لقمهاى از آن خورده بود، پس از مدتى بر اثر سم در گذشت.
پيامبر(ص) دستور داد زينب را احضار كردند. از وى پرسيد چرا چنين جفايى را بر من روا داشتى؟! وى در پاسخ به عذر كودكانهاى متمسّك شد و گفت: تو اوضاع قبيله ما را به هم زدى، من با خود فكر كردم كه اگر فرمانروا باشى؛ با خوردن اين سم از بين خواهى رفت و اگر پيامبر خدا باشى قطعاً از آن اطلاع يافته و از خوردنش خوددارى خواهى كرد. پيامبر(ص) از سر تقصير او گذشت و گروهى را كه آن زن را به اين كار وادار كرده بودند، تعقيب ننمود.
اگر چنين حادثهاى براى غير پيامبر از فرمانروايان ديگر رخ داده بود، روى زمين را با ريختن خون آنان رنگين مىساخت و دستهاى را به حبسهاى طولانى محكوم مىنمود.
معروف اين است كه پيامبر(ص) در كسالت وفات خود مىفرمود: اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح براى من آورد. 1
* در يكى از سالها «عبداللّهبن سهل» از سوى پيامبر(ص) مأموريت يافت كه محصول خيبر را به مدينه انتقال دهد. او هنگامى كه انجام وظيفه مىكرد، مورد حمله دسته ناشناسى از يهود قرار گرفت و جان سپرد. پيامبر(ص) دستور داد نامهاى به سران يهود نوشته شود كه جسد كشته مسلمانى در سرزمين شما پيدا شده است، بايد ديه آن را بپردازيد؛ آنان در پاسخ نامه پيامبر، سوگند ياد كردند كه هرگز دست ما به خون وى آلوده نيست و از قاتل وى آگاهى نداريم.
پيامبر(ص) براى اينكه خونريزى مجدد راه نيفتد، خودش شخصاً ديه مقتول را