83جلوى اين كار را بگيرد.
سپس دانشمندان مسلمان را از همه شهرها دعوت كرد كه براى اين موضوع، چارهاى بينديشند. از جمله علماى دعوت شده، شيخ اسعد شقيرى، پدر احمد شقيرى بود. سلطان دستور داد هركس مويى از پيامبر(ص) دارد، بياورد تا درباره آنها، مطالعه و تحقيق كامل و آزمايش دقيق، به عمل آيد.
شيوه آزمايش و تشخيص نيز اين بود كه از آنجا كه مورخان مىگويند: رسول خدا(ص) سايه نداشت؛ به طورىكه اگر مقابل خورشيد و ماه راه مىرفت، سايهاش بر زمين، نمىافتاد. از اينرو شيخ شقيرى گفت: «همانا موى پيامبر(ص) هم سايه نخواهد داشت و هر مويى كه در برابر نور، قرار گيرد و سايه نيندازد، آن موى صحيحالنسب و موى پيامبر(ص) است. و مويى كه سايه اندازد، دروغين و ساختگى است». بدين طريق آزمايش كردند و به صاحبان موهاى صحيحالنسب، گواهينامههايى دادند.
«نقل شده است كه نظير همين داستان، در زمان مأمون، اتفاق افتاد و امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمود: موى پيامبر(ص) را با آتش آزمايش كنيد؛ هر مويى كه در آتش نسوزد، موى رسولخدا(ص) است». 1
در نصيب دمشق نيز يك تار مو وجود داشت كه به امام سعدالدين