84جباوى، هديه شده بود. همچنين يك تار موى ديگرى وجود داشت كه به شيخ سلسله مولوى، جلالالدين رومى، صاحب مثنوى معنوى، اهدا شده بود.
هر سال براى تبرك جستن به اين تار موى شريف، در اعياد ميلاد و معراج و نيمهشعبان و شب قدر، جشن باشكوهى برپا مىشود. در اين هفته نيز به همين مناسبت، جشن مفصلى در زاويه سعديه، در حضور رجال دينى برپا شده بود و فضاى جشن، سراسر خشوع و جلال و وقار بود.
آن تار موى مبارك را با عنبر خشك، به هم پيچيدند و با مشك و بخور، ميان شيشهاى نهادند و آن شيشه را با پارچههاى مخملى چهارگوش كه آياتى از قرآن بر آن نوشته بود، پوشانيده بودند. هنگامى كه شيشه را باز كردند، بزرگ خاندانى كه خزانهدار آن مو بود، آن را به دست گرفت و مردم بدان تبرك مىجستند. هنگام گشودن شيشه، صداى تلاوت قرآن و صلوات و اشعار و سرودهاى دينى، به آسمان برخاست و [مراسم] همچنان ادامه داشت تا دوباره به شيشه بازگردانيده شد و براى تبرك جستن به آن و مراعات اداب و احترام، مردم از سمت راست مىآمدند و بعد از بوسيدن شيشه و دعاى مختصرى، از سمت چپ مىگذشتند و جاى خود را به ديگران مىدادند. پس از خواندن مدايح و اشعار دينى، جشن پايان يافت. 1