76همچنين مىگويد: عبدالله، پيوسته به دنبال آثار رسول خدا(ص) و به دنبال مساجدى كه پيامبر(ص) در آنها نماز خوانده بود، مىگشت و با شترش، از راههايى عبور مىكرد كه ديده بود رسول خدا(ص)، از آن راهها عبور مىكرد؛ چنانكه شاعر 1 گفته است:
خليليّ هذا ربع عزّة فاعقلا
فلوصيكما أو فانزلا حيث حلت
دوستان من اينجا كوى يار من، عزّه است، پس شتران خود را متوقف كنيد، يا فرود آييد در جايى كه عزّه فرود آمده است.
امروز در شرق و غرب عالم، هيچ فرد مسلمانى نيست كه وقتى اثرى از آثار رسول خدا(ص) را ببيند، خوشحال و خندان نگردد و با ديده احترام و تعظيم به آن ننگرد. هر فردى از ما، آثار و يادگارىهايى از پدر، مادر، برادران و دوستان دارد و بسيارى از مردم، از دوستانشان خواهش و درخواست مىكنند كه چيزى براى يادگارى (عكس، خط، امضاء و...) به آنها بدهند تا با ديدن آنها، خاطرات شيرين دوستى را زنده و جاويد نگاه دارند. اگر اين يادگارىها، متعلق به اشخاص عادى و در مسائل عادى است؛ واكنش ما به آثار و يادگارىهاى پرارزش رسول خدا(ص) چگونه خواهد بود؟
مترجم در يكى از سفرها، با يكى از متعصبان وهابيه، همسفر بوده است و طبق رسم معمول وهابيت، بدون سلام شروع كرد به اهانت زوار و حجاج و سرزنش كردن كسانى كه قبر و منبر و محراب رسول خدا(ص) را مىبوسند و در بقيع، بر سر قبور، گريه مىكنند. او مىگفت: انجام اين