72ديدم. من نيز عباراتى پيرامون آن نوشتم. 1
شايد مقصود از «يكى از علما»، علامه پرآوازه، ابوعبدالله محمد بن احمد مسناوى دلائى باشد.
سيدى محمد بن عبدالسلام كه اين كفش الآن نزد او است، براى من توضيح داد: اين لنگه كفش، ميان صندوقى است و آن صندوق نيز ميان دو صندوق ديگر است. صندوق اول، بر اثر مرور زمان، پوسيده شده و موش از صندوق اول به صندوق دوم، و از صندوق دوم به صندوق سوم رخنه كرده و هر سه صندوق را جويده است. ولى به كفش مبارك، هيچگونه آسيبى نرسيده بود.
اين بود نمونهاى از معلوماتى كه ما، درباره موها و كفش رسولخدا(ص)، به دست آورديم. من نمىدانم كه آيا در ديگر شهرهاى مسلمانان نيز اثرى از آثار و لوازم پيامبر(ص) هست يا نه؟! گمان مىرود كه در موزه سلاطين عثمانى در آستانه، آثار ديگرى هم باشد.
قبل از پايان دادن به اين فصل، سخنى درباره منبر نبوى مىآوريم. ابونعيم در كتاب «حلية»، در شرح حال مالك مىنويسد:
هارون الرشيد با امام مالك مشورت كرد كه منبر رسول خدا(ص) را از هم جدا ساخته و دوباره آن را با طلا و نقره و جواهرات بسازد. مالك گفت: «من صلاح نمىدانم كه مردم را از زيارت اثر و يادگار پيامبر(ص)، محروم گردانى». 2