71محمد بن محمد بن علال حسنى وزانى، محمد بن محمد رشيد عراقى، عبدالسلام بن محمد طيب شرفى، على بن طيب شرفى و محمد بن عبدالسلام طاهرى اين كفش را زيارت كردند.
خداوند بر نگارنده اين سطور، منت نهاد و در تاريخ 10 ربيع الثانى سال 1357ه.ق به زيارت و تبرك جستن و به صورت ماليدن كفش مبارك پيامبر(ص) نائل گشت و اين چند سطر را مستقيماً از الگوى كفش مبارك، در خانه سيدى محمد بن سيدى عبدالسلام طاهرى حسينى صقلى، صاحب كفش، ذكر كرد. عبدالعزيز دباغ بن محمد ابوالقاسم بن مسعود حسنى ادريسى، در چهارم ماه صفر سال 1358ه.ق، اين تصوير و اين عبارت را، با اصل، مطابقت داد.
شيخ محمد تاودى بن سوده، در حواشى خود بر كتاب صحيح بخارى، در باب نوشيدن از جام پيامبر(ص)، صفحه 73، مىنويسد:
خداوند بر اين بنده ناچيز، منت نهاد و يك لنگه از كفشهاى پيامبر(ص) را ديدم. آن را به صورت و چشم خودم كشيدم. اين توفيق در واپسين روزهاى سال 1200ه.ق در دارالاشراف طاهرى، در عدوه اندلس، نزديك وادى مصموده، حاصل گشت. جد سادات طاهرى به صاحب النعال معروف بود.
سلطان مولانا اسماعيل آنان را مجبور كرد تا كفشها را به او بسپارند. آنها يك لنگه آن را دادند و لنگه ديگرش را پنهان كردند. اين كفش، ميان جعبهاى است و آن جعبه هم ميان صندوقى و در جاى محترمى، نگاهدارى مىشود. در اطراف آن سطرى به خط يكى از علماى معاصر،