70ما اين لنگه كفش را در خانه سادات طاهرى، اهل صقليه در «درب الدرج» حومه فاس اندلس ديديم. سپس بار ديگر هم آن را در خانهشان در «درب السعود» ديديم و هيچگونه تغييرى در او نيافتيم.
تاريخ اين واقعه مصادف با شانزدهم ذىحجه سال 1135ه.ق بوده است.
عبدالله محمد بن احمد و محمد بن احمد مسناوى و ادريس بن محمد عراقى حسينى زير آن نوشتهاند: سپاس خداى را كه بر بندهاش، تاودى بن سوده، منت گذاشت و به زيارت اين لنگه كفش رسولخدا(ص) نائل گشت؛ سپس آن را به صورت كشيد و به آن تبرك جست.
به دنبال عبارت ذكر شده، اين عبارت آمده است: سپاس خداى را و سلام و درود بر مولاى ما، رسول خدا(ص) كه بر بندهاش، محمد بن احمد حسينى صقلى، منت نهاد تا كفش مبارك پيامبر(ص) را لمس كنم. ذىحجه 1213ه .ق
پس از آن اين عبارت ذكر شده است: سپاس خداى را و درود بر مولاى ما محمد، اشرف مخلوقات، آنچه سيد شريف حسينى، در بالا نوشته است، در حضور اين بنده فقير خداوند، محمد بن احمد بتنيس بوده است. همگى ما به آن كفش مبارك، تبرك جستيم.
در همان تاريخ احمد بن مهدى بن محمد بن عباس بوعزاوى آن كفش را مشاهده كرد. در ربيعالاول سال 1334ه .ق در خانه شريف سيدى عبدالكريم طاهرى، محمد بن رشيد حسينى عراقى اين كفش مبارك را مسح كرد و به آن تبرك جست.
در همين تاريخ محمد عبدالحى بن عبدالكبير حسنى كتانى ادريسى، ادريس مكوار، محمد بن علال بن عبدالسلام حسنى وزانى و پسرش،