44بزنم». پيامبر(ص) فرمود: «رهايش كن؛ زيرا او از كفر بيرون آمده و توبه كرده است». آنگاه كعب، قصيده «بانت سعاد» را در حضور پيامبر(ص) سرود و رسول خدا(ص) به آن اشعار گوش مىداد، تا به اين بيت رسيد:
همانا پيامبر(ص) شمشير درخشانى است كه مردم به وسيله آن هدايت مىشوند.
همچنانكه ايشان شمشيرى است از شمشيرهاى برنده خداوند. 1
پيامبر(ص) جامهاى را كه بر دوش داشت، برداشت و بر دوش كعب انداخت. معاويه حاضر شد ده هزار درهم بدهد و اين جامه را بگيرد. ولى كعب حاضر نشد آن را به او بدهد و گفت: من تنپوش رسولخدا(ص) را با هيچ چيز عوض نمىكنم. بعد از مرگ كعب، معاويه بيست هزار درهم به ورثه كعب داد و جامه را گرفت. اين همان جامهاى است كه نزد خلفا بود و ابنقانع از ابنمسيب نقل مىكند كه خلفا اين جامه را در اعياد و مناسبتهاى رسمى مىپوشيدند. شامى مىگويد: آن جامه الآن وجود ندارد زيرا ظاهراً در فتنه مغولها مفقود شده است.
در صحيح مسلم آمده است:
پيامبر(ص) در خانه امسليم، روى پوستى خوابيده بود و امسليم، عرق مباركش را جمع مىكرد و در شيشهاى مىريخت. وقتى پيامبر(ص) بيدار شد، فرمود: «امسليم چه مىكنى؟» گفت: «به اميد تبرك جستن و شفا براى فرزندانمان چنين كردم». پيامبر(ص) فرمود:
«كار خوبى كردى».