243به هر حال، ميان آنها، راويان ضعيف نيز وجود دارد. 1 بنابراين نمىتوان به اين روايات، اعتماد كرد. 2
به همين علت، وقتى «علامه سيد محسن امين» به زيد بن موسى(ع) مىرسد، پس از نقل كلام شيخ مفيد(رحمه الله) مىگويد: «در عموميت كلام شيخ مفيد، زيد نيز داخل است» 3؛ يعنى زيد داراى فضيلت است. بنابراين زيد شخصى فاسدالمذهب نيست كه از طريق حق و صواب، بيرون رفته باشد. او نه از «زيديه» 4 و نه از «واقفيه» 5 بوده است. بلكه نشانههايى وجود دارد كه تشيع وى را تأييد مىكند. 6 گرچه ما درصدد توجيه برخى از خطاهاى زيد، نظير آتشسوزى او نيستيم، ولى نمىتوان گفت كه او شخصى نااهل و ناصالح است. در واقع اگر از نسل امامان معصوم(عليهم السلام)، كسى مانند «جعفر كذّاب» وجود داشته باشد، امامان از ابتدا، شيعيان را متوجه انحراف وى مىنمودند. 7
اما درباره روايتى كه در اثبات شيعه بودن زيد، وجود دارد، فرزند او، جعفر، از پدرش زيد، او هم از امام كاظم(ع) و ايشان هم از پدرانش(عليهم السلام)، چنين نقل مىكند:
روزى «اماسلم» به خدمت پيامبر اسلام(ص) رفت كه در منزل «امسلمه» بود. آنگاه پرسيد: رسول خدا(ص) كجاست؟» امسلمه گفت: «براى كارى، بيرون رفته است و بهزودى بازمىگردد». او، منتظر رسول خدا(ص) ماند؛ تا آن حضرت آمد. «اماسلم» پرسيد: «پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! من كتابهايى را خواندهام و پيامبران