244و وصّى آنها را مىشناسم؛ حضرت موسى در حيات خود، وصى (هارون) و بعد از خود نيز، وصّى (يوشع) داشت. همچنين حضرت عيسى. اى رسول خدا! وصى تو كيست؟» حضرت فرمود: «اى ام اسلم! وصى من، در حيات و پس از وفات من، يكى است. اى اماسلم! اگر كسى مثل اين كار مرا انجام داد، او وصى من است. حضرت دستش را به سنگريزهاى زد و آن را ماليد تا همانند آرد شد. آنگاه خميرش كرد و با خاتمش آن را مهر كرد. سپس فرمود: اى ام اسلم! هركسى اين كار مرا انجام داد، او وصى من است».
ام اسلم مىگويد: «از نزد رسول خدا(ص) خارج شدم و به محضر اميرمؤمنان على(ع) رسيدم. از او پرسيدم: «پدر و مادرم فداى تو! آيا تو وصى پيامبر(ص) هستى». حضرت فرمود: «آرى». آنگاه ايشان همانند كار رسول خدا(ص) را انجام داد. سپس نزد حسن و حسين(عليهما السلام) آمدم. آن دو نيز همانند كار رسول خدا(ص) انجام دادند و ام اسلم زندگى طولانى كرد تا «زين العابدين(ع)» را ملاقات نمود. او نيز همانند كار رسول خدا و على و حسن و حسين(عليهم السلام) را انجام داد. 1
درباره تاريخ وفات و محل دفن زيد، بين مورخان اختلاف است؛ برخى نوشتهاند: زيد تا زمان خلافت متوكل عباسى زنده بود و در سامرا از دنيا رفت». 2 بعضى گفتهاند: «زيد در روزگار مستعين بالله، درگذشت». 3 دسته ديگرى هم نوشتهاند: «زيد در يكى از روستاهاى اصفهان، به نام «صلهد»، از جهان چشم فروبست. براى او، بقعهاى ساخته شده است و زيارتگاهى هم دارد». 4 اما از آنجايى كه تمام اين اقوال، از مورخان متأخر ذكر