242مرتكب معصيت مىشوى و انتظار دارى كه در روز قيامت، تو و پدرت، يكسان محشور شويد. تو مىپندارى كه نزد خداوند، از پدرت عزيزتر مىباشى؟! على بن حسين(ع) فرمود: به نيكوكاران ما، دو برابر اجر مىدهند و بدكاران ما نيز دو برابر، عذاب مىشوند». 1
صاحب بحارالانوار مىافزايد:
هنگامى كه زيد، نزد مأمون رفت، گفت كه مأمون نگاهى به من كرد و دستور داد مرا نزد برادرم، ابوالحسن على بن موسى، ببرند. يك ساعت در حضور برادرم، ايستاده بودم. آنگاه فرمود: «زيد چه كار بدى كردى! خونريزى كردى و امنيت راهها را از بين بردى و اموال مردم را از غير راه حلال، صاحب شدى و فريب مردمان نادان كوفه را خوردى كه گفتند پيغمبر اكرم(ص) فرمود فاطمه(عليها السلام) پاكدامن است. خداوند، فرزندان او را بر آتش جهنم، حرام كرده است». 2
در كتاب «بهارستان» پس از ذكر مختصرى از شرح حال زيد، مىنويسد:
زيد پس از شهادت حضرت رضا(ع)، شروع به قيام نمود و پس از زد و خوردهاى فراوان، در دامنه كوه «فروتق»، براى استراحت اطراق كرد. اما متوجه شد كه سپاه دشمن، او را محاصره كردهاند. ازاينرو پس از تلفات زياد، به دشت «آفريز قاين» متوارى شد و در آنجا به دست دشمنان، به شهادت رسيد. 3
اما اين داستان، با هيچيك از منابع تاريخى، انطباق ندارد و افسانه به نظر مىآيد. در بررسى روايات بيان شده، بايد گفت كه اين روايات از نظر سند، ضعيفاند؛ اگرچه برخى از راويان آنها، مورد اعتمادند. 4 اما هويت برخى ديگر از راويان، معلوم نيست 5 و