193كار خلافت را بدون مشورت مسلمين ربود... دوم فرزند خود يزيد را كه دائم الخمر است، به ولايت عهد و خلافت مسلمين منصوب كرد... سيم اينكه زياد را برادر خود نمود... چهارم قتل حجر و ياران او.» 1 وى على(ع) را برتر از معاويه مىدانست و از پيامبر خدا(ص) نقل كرد: «هرگاه معاوية بن ابىسفيان را ديديد كه بر منبر خطبه مىخواند، گردنش را بزنيد. (مسلمانان) چنان (كه او فرموده بود) نكردند و از اينرو رستگار نشدند». 2
حسن بصرى بيشتر عمر خود را در بصره گذراند و با تشكيل محافل علمى رهبرى فكرى بصره را در فقه و تفسير و... به دست گرفت و در حوادث و رخدادهاى پيش آمده، زعامت فكرى آنان را بر عهده داشت. وى به لحاظ سياسى اهل تقيه بود و از مجموع سخنان او به دست مىآيد كه وى مخالفت با حكومت را در قالب قيام مسلحانه جايز نمىدانست. به عنوان مثال در حكومت ظالمانه حجاج و قيام ابن اشعث زمانى كه مردم نظر وى را جويا شدند، در پاسخ چنين گفت: «اى مردم به خدا سوگند كه خداوند حجاج را براى عقوبت شما بر شما چيره كرده است. با شمشير با عقوبت خدا معارضه نكنيد. بر شما باد به آرامش و تضرع به پيشگاه خداوند... اگر مردم هنگامى كه از سوى سلطان گرفتار مىشوند شكيبايى كنند، چيزى نمىگذرد كه گشايش مىيابند؛ ولى دشوارى در اين است كه به شمشير روى مىآورند و بر آن توكل مىكنند و به خدا سوگند هرگز روى خوبى و خوشى را نمىبينند.» 3در جريان يزيد بن مهلب نيز هر چند از شاميان اعلان بيزارى جست؛ 4 اما با شورش عليه آنها مخالف بود. 5 وى تقيه را واجب مىدانست 6 و در اين راستا با حركت سعيد بن جبير نيز موافق نبود.