194با اين حال هر چند موعظههايى از او براى حاكمان و امرا نقل شده است؛ 1 اما زمانى كه از وى خواسته شد نزد اميران برود و آنان را امر به معروف و نهى از منكر كند، زبون كردن خود را روا ندانست و معتقد بود كه شمشيرهاى آنان بر زبان امثال او پيشى خواهد گرفت. 2
بر اين اساس حكومت مخالفت با چنين علمايى را به سود خود نمىدانست و شايد بر همين اساس بستر مناسبى براى وى فراهم شد تا مكتبى را در بصره پديد آورد و دستگاهى مقابل اهل بيت ايجاد كند.
وى از عمران بن حصين، مغيره بن شعبه، عبدالرحمن بن سمره، ابى بكره، نعمان بن بشير، جندب بن عبدالله، سمرة بن جندب، ابن عباس، ابن عمر، جابر، عمرو بن ثعلب، عبدالله بن عمر، معقل بن يسار، ابى هريره، اسود بن سريع، انس بن مالك و گروه كثيرى از صحابه و تابعين روايت نقل نموده است. 3
از وى نيز ايوب، ثابت، يونس بن عون، حميد طويل، هشام بن حسان، جرير بن حازم، يزيد بن ابراهيم، مبارك بن فضاله و گروه كثيرى نقل روايت نمودهاند.
سرانجام در رجب سال صد و ده هجرى در 89 سالگى در بصره وفات يافت.نقل است كه در شب جمعه وفات يافت و پس از نماز جمعه بر وى نماز خواندند و به قدرى ازدحام نمودند كه نماز عصر در جامع بصره اقامه نشد. 4
زندگىنامه ابنسرين: ابوبكر محمد بن سيرين، معروف به «ابن سيرين»، از مشاهير تابعان و از فقيهان و محدثان سده اول هجرى قمرى است. پدرش، سيرين، در سال 12ه .ق، هنگام فتح «عينالتمر» به دست خالد بن وليد، به اسارت مسلمانان درآمد. 5 او پس از اسارت، غلام انس بن مالك، صحابى پيامبر(ص) شد و با پرداخت بيست