192را ايجاد كرد كه ابوبكر درآن شريك نبود، بنابراين ابوبكر افضل است. 1 حتى روايت است كه عمر بن عبدالعزيز كسى را نزد حسن بصرى فرستاد تا بپرسد آيا رسول خدا(ص) ابوبكر را جانشين خود قرار داده است، حسن بصرى در پاسخ گفت: «آرى، سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، پيامبر(ص) ابوبكر را به جانشينى خود برگزيده بود. پيامبر(ص) آگاهتر و پرهيزگارتر از آن است كه كسى را بر مردم حاكم گرداند؛ اما به اين كار فرمان داده نشده باشد». 2
در مورد عمر نيز زمانى كه پرسيدند عمر افضل است يا على(ع)، پاسخ وى همان بود كه در مورد ابوبكر داده بود و عمر را افضل دانسته بود. وى همچنان كه سيره پيامبر(ص) را نقل مىنمود به سيره ابوبكر، عمر و عثمان نيز پرداخته و روايات زيادى در اين باب نقل نموده است. 3
حسن، عثمان را نيز برتر از امام على(ع) دانسته است. وى عثمان را ديده و از وى كرامتى نقل نموده است. 4
هر چند در باب عقايد حسن بصرى نظر مشهور چنين است؛ اما روايتى از حسن بصرى در يكى از منابع شيعى موجود است كه در آن حسن اظهارات خود را درباره خلفاى راشدين از باب تقيه دانسته است 5 و چرخشى 180 درجه دارد.
اما درباره معاويه از وى نقل شده است كه گفت: «معاويه چهار خصلت داشت كه اگر يكى از آنها را مىداشت براى هلاك و تبهكارى او كافى بود. او شمشير بر اين امت كشيد.