122خاك هوا را تيره كرد. ترسيدم و با خودم گفتم كه اين نقشه قبيله هوازن بود تا رسول خدا(ص) را به قتل برساند. خواستم به خانههاى مردم مدينه بروم و كمك بخواهم اما يادم آمد كه پيامبر(ص) سفارش كرد جايى نروم. در آن حال شنيدم كه پيامبر خدا(ص) با عصايش آنها را مىراند و مىگويد: «بنشينيد». آنها نيز نشستند تا اينكه سپيده صبح كه دميد، آنها هم رفتند. 1
19. شكيبايى هنگام مصيبت
ابويعلى و هيثمى از ابوهريره نقل كردهاند كه گفت:
پيامبر خدا(ص) در بقيع زنى را ديد كه خود را روى قبرى افكنده و گريه مىكند. به او فرمود: «اى بنده خدا! تقوا پيشه كن و شكيبا باش». زن گفت: «اى بنده خدا! من مادرى داغديدهام». حضرت فرمود: «اى بنده خدا! تقوا پيشه كن و شكيبا باش». زن پاسخ داد: «اى بنده خدا! اگر مصيبت ديده بودى مرا معذور مىداشتى». حضرت دوباره فرمود: «اى بنده خدا! تقوا پيشه كن و شكيبا باش». زن گفت: «اى بنده خدا! سخنت را شنيدم. از من در گذر».
پيامبر خدا(ص) رفت. سپس يكى از اصحاب نزد آن زن رفت و گفت: «آن مرد به تو چه گفت»؟ زن پاسخ داد: «چنين و چنان گفت». پرسيد: «او را شناختى»؟ گفت: «خير». مرد گفت: «او پيامبر خدا(ص) بود». زن بلافاصله از جايش برخاست و به سرعت به دنبال حضرت شتافت؛ درحالىكه تكرار مىكرد: «صبر مىكنم. صبر مىكنم. اى پيامبر خدا(ص)!». سپس حضرت دو بار به او فرمود: «هنگام مصيبت، صبر و شكيبايى شايستهتر است». 2