121مردى آهسته سخن مىگفت. سپس ديدم كه به تنهايى باز مىگردد. پرسيدم: «اى پيغمبر خدا! با چه كسى صحبت مىكردى»؟ فرمود: «شنيدى»؟ عرض كردم: «آرى». فرمود: «او جبرئيل بود و مرا مژده مىداد هركس از امت تو بدون شرك ورزيدن به خداى تعالى از دنيا برود، وارد بهشت خواهد شد...». 1
17. سپاسگزارى از خداوند پس از عطسه زدن
متقى هندى از ابورافع روايت كرده است:
همراه رسول خدا(ص) از خانهاش خارج شديم و به بقيع رفتيم. در آنجا حضرت(ص) عطسهاى زد و مدت زيادى درنگ كرد. عرض كردم: «پدر و مادرم به فدايت! چيزى گفتيد كه نفهميدم». فرمود: «آرى جبرئيل به من خبر داد هنگامى كه عطسه كردى، بگو: «الحمدلله ككرمه و الحمدلله كعز جلاله». سپس فرمود: «خداوند مىفرمايد: بندهام راست گفت. بندهام راست گفت؛ او را آمرزيدم». 2
18. ماجرايى از ابنمسعود
«زيلعى» ماجرايى را از ابنمسعود نقل مىكند كه او گفت:
در مسجد بودم. شب بود و مىخواستم استراحتى كنم. كسى به سراغم آمد كه پيامبر خدا(ص) با تو كار دارد. نزد حضرت رفتم. ايشان درحالىكه شاخه نخلى در دست داشت، از منزل خارج شد و فرمود: «بيا تا برويم». رفتيم تا به بقيع رسيديم. حضرت با چوبى كه در دست داشت، خطى روى زمين كشيد و فرمود: «اينجا بنشين و جايى نرو تا من برگردم». سپس راه افتاد و رفت و من با چشم دنبالش مىكردم تا آنجا كه ديگر او را نديدم. ناگاه تودهاى عظيم از گرد و