88معاويه پس از بيعتگيرى در مدينه به مكه رفت و پس از انجام مراسم حج در يك سخنرانى، مسئله بيعت با يزيد را مطرح كرد و از مردم و زائران بيتالله الحرام خواست تا با يزيد بيعت كنند. 1
خلاصه اينكه معاويه تا آنجا كه توانست، براى يزيد بيعت گرفت و حكومت را در خاندان بنىاميه موروثى كرد؛ درحالىكه تا زمان معاويه، مسئله حكومت و خلافت يك مسئله موروثى نبود. تا آن زمان، مسئله حكومت و خلافت مسئلهاى بود كه درباره آن تنها دو طرز فكر وجود داشت: يك انديشه اين بود كه خلافت فقط و فقط شايسته كسى است كه پيامبر به امر خدا او را منصوب كرده باشد و فكر ديگر اين بود كه مردم حق دارند خليفهاى براى خودشان انتخاب كنند. بههرحال، اين مسئله در ميان نبود كه خليفهاى تكليف مردم را براى خليفه بعد معين كند؛ به اينگونه كه براى خود جانشين معين كند و او هم براى خود جانشين معين كند و... . ازسوىديگر، يكى از شرايطى كه امام حسن(ع) در صلحنامه [با معاويه] گنجاند، ولى معاويه صريحاً به آن عمل نكرد، همين بود كه او حق ندارد براى مسلمانان پس از خود تصميم بگيرد. اما تصميم معاويه از همان روزهاى اول اين بود كه نگذارد خلافت از خاندانش خارج شود و به قول مورخان، كارى كند كه خلافت را به شكل سلطنت درآورد. ولى خود او حس مىكرد كه اين كار فعلاً زمينه مساعدى ندارد. درباره اين مطلب، زياد مىانديشيد و آن را با دوستان خاص خود در ميان مىگذاشت، ولى جرئت اظهار آن را نداشت و فكر