87يكى از بندهاى آن، معاويه متعهد شد كه پس از او مردم هركس را خواستند، براى رهبرى خود برگزينند و معاويه نبايد كسى را به زور بر مسلمانان حاكم كند. اما معاويه خلاف آن عمل كرد و بدعت ديگرى به بدعت سقيفه افزود؛ وى با موروثىكردن حكومت، يزيد را بر مسلمانان مسلط ساخت؛ معاويه از مردم شام و عراق براى يزيد بيعت گرفت و سپس به مروانبنحكم، يكى از كارگزارانش در مدينه، نامهاى نوشت تا از مردم براى يزيد بيعت بگيرد. با وجود اين، از مخالفت مردم مدينه با اين دستور نگران بود. ازاينرو، با لشكرى هزار نفرى به مدينه آمد و در اجتماع مردم اين شهر گفت: «كسى براى خلافت و حكومت از يزيد سزاوارتر نيست و كسى در عقل و درايت بهتر از او يافت نمىشود».
سپس سخنان تهديدآميزى بيان كرد و اشعار رجزگونهاى خواند. 1 معاويه پس از آن به ديدار عايشه رفت. عايشه كه از سخنان تهديدآميز او آگاه بود، معاويه را نصيحت كرد كه مخالفان را تهديد نكند؛ زيرا اين كار حكومتش را به خطر مىاندازد. معاويه گفت: «من براى يزيد بيعت گرفتم و جز چند نفر، همه مردم با او بيعت كردند؛ با اين حال، تو مىگويى بيعتى را كه انجام شده است، ناديده بگيرم؟!» عايشه گفت: «با آنان مدارا كن تا به هدف خود برسى». معاويه به او وعده داد كه چنين كند. 2