86فرورفته، در بيغولهها سرگردان است؛ مقامى را مىطلبى كه از قدر و ارزش تو والاتر است و هيچ عقابى را توان پرواز بر فراز آن نيست و چون ستاره دوردست عيُّوق، از تو دور است. پناه بر خدا كه پس از من ولايت مسلمانان را بر عهده بگيرى و سود و زيان آن را نپذيرى يا براى تو با يكى از مسلمانان پيمانى يا قراردادى را امضا كنم. هماكنون خود را درياب و چارهاى بينديش كه اگر كوتاهى كنى و بندگان خدا براى درهمكوبيدنت برخيزند، درهاى نجات به روى تو بسته خواهد شد و آنچه را كه امروز از تو مىپذيرند، فردا نخواهند پذيرفت. والسلام. 1
معاويه كه تمام وجودش از باطل پر شده بود، سخن حق هيچ در او اثر نكرد و با ادامه دشمنىهاى تمامجانبهاش با امام على(ع)، ميراثدار و ميراثخوار بدعت سقيفه شد و آشكارا با نظام امامت - اين انديشه برخاسته از اسلام ناب محمدى(ص) - جنگيد و يكبار ديگر با زر و زور و تزوير، پرچم بدعت سقيفه را بين مسلمانان برافراشت.
2. بدعت در بدعت يا موروثىكردن حكومت
پس از شهادت امام على(ع) به دست ابنملجم خارجى، معاويه اميدوارتر از گذشته، پيوسته به اردوگاه امامت و ولايت يورش مىبرد تا اينكه سرانجام اوضاع را چنان وخيم كرد كه امام حسن مجتبى(ع) ناچار شد براى حفظ اسلام، صلحنامهاى را با معاويه امضا كند كه در