410سمره قبول نكرد. دوباره دويست هزار درهم بخشيد. باز هم قبول نكرد. در مرتبه سوم، چهارصد هزار درهم به او بخشيد و او قبول كرد كه روايتى جعل كند مبنى بر اينكه ابن ملجم، براى رضاى خدا، على(ع) را كشت. 1
نقل شده است كه عبور عبدالله بن عباس و سعيد بن جبير، كنار زمزم افتاد. در آن هنگام گروهى از اهل شام على(ع) را سب مىكردند. ابن عباس به سعيد گفت: «مرا پيش آنها بازگردان». هنگامى كه نزد آنها ايستاد، گفت: «كدام يك از شما خدا را سب مىكرد؟» گفتند: «منزه است خدا. ميان ما كسى خدا را سب نمىكرد؟» گفت: «كدام يك از شما رسول خدا(ص) را سب مىكرد؟» گفتند: «منزه است رسول خدا(ص)؛ ميان ما كسى رسول خدا(ص) را سب نمىكرد». گفت: «كدام يك از شما علىبن ابىطالب(ع) را سب مىكرد؟» گفتند: «اما اين بود (يعنى على(ع) را سب مىكرديم!)». ابن عباس گفت: «گواهى مىدهم كه با اين دو گوشم شنيدم و قلبم آن را حفظ كرد كه رسول خدا(ص) به علىبن ابىطالب(ع) مىفرمود: اى على! هر كه تو را سب كند، مرا سب كرده و هر كه مرا سب كند، خدا را سب كرده و هر كه خدا را سب كند، خدا او را به روى به آتش مىاندازد». سپس از آنها روى برگردانيد. 2
ابوعبدالله جدلى روايت مىكند كه به حضور امسلمه رسيدم. گفت: «آيا ميان شما كسى هست كه به حضرت رسول اكرم(ص) ناسزا بگويد و آن حضرت را سبّ كند؟!» گفتم: «معاذالله! سبحان اللّه!» امّ سلمه گفت: «چگونه پيغمبر اكرم(ص)