409ادارى رسميت بخشيد.
گروهى از بنىاميه به معاويه گفتند: «اى اميرالمؤمنين! تو به آنچه آرزو داشتى (سلطنت) رسيدى؛ چه بهتر كه ديگر دست از اين مرد بردارى و از لعن او خوددارى كنى!».
معاويه در جواب گفت: «نه به خدا قسم! چندان به اين عمل ادامه مىدهم تا كودكان با اين روش بزرگ شوند و بزرگسالان با اين خوى و منش به پيرى برسند و تا ديگر كسى فضيلتى درباره على[(ع)] ذكر نكند». 1
معاويه با همين هدف، كيسههاى پر از طلا و نقره را، به روسياهان مزدور مىبخشيد تا آنها رواياتى به دروغ در مدح او بسازند و به پيامبر خدا(ص) نسبت دهند. نقل شده است وى به سَمُرَة بن جُندَب يكصد هزار درهم بخشيد تا روايتى جعل كند، مبنى بر اينكه آيه (وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اللّٰهِ) 2 درباره ابن ملجم شقى نازل شده و آيه (وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ يُشْهِدُ اللّٰهَ عَلىٰ مٰا فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ) . 3 درباره على(ع) نازل شده است. ولى