396بكشم و به دوزخ روم». على(ع) به ايشان گفت: «آيا نمىدانستيد كه عثمان پيشوايى بود كه شما به شرط سخنشنوايى و فرمانپذيرى با او بيعت كرديد؟! اگر نكوكار بود، چرا از يارى به او خوددارى كرديد و اگر تبهكار بود چرا با او نجنگيديد؟! اگر آنچه عثمان كرد درست بود، شما كه به پيشواى [درستكار] خود يارى نداديد، ستم كرديد و اگر بدكردار بود، شما ستم كردهايد كه به آنانكه او را به معروف امر و از منكر نهى مىكردند، كمك نكرديد. همچنين به سبب آنكه ميان ما و دشمنمان، چنانكه خدا فرموده است، به وظيفه خود عمل ننموديد، ستم كردهايد. زيرا خداوند مىفرمايد: (... فَقٰاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتّٰى تَفِيءَ إِلىٰ أَمْرِ اللّٰهِ ) ؛ «با آن گروه كه تجاوز كرده است بجنگيد چندانكه به فرمان خدا باز آيد [و دست از تجاوز بردارد]». (حجرات: 9)
على(ع) پس از اين مذاكره و محكوم ساختنشان، آنان را باز گرداند و چيزى به آنان نداد.
راسبى نيز كه از مردم حرورا بود، در خصوص قضيه حكميت، اين اشعار را سرود:
1. نَدِمْنَا عَلَى مَا كَانَ مِنَّا وَ مَنْ يُرِدْ