395بر او وارد شدند و سهم خود را [از بيتالمال] مطالبه كردند. اينان، هم در جنگ جمل و هم در پيكار صفّين، در يارى به على(ع) دست نگاه داشته و خود را عقب كشيده بودند. على(ع) به ايشان گفت: «چه چيز شما را بر آن داشت كه از يارى به من خوددارى كنيد و عقب بمانيد؟» گفتند: «عثمان كشته شد و ما نمىدانستيم آيا [ريختن] خون او حلال بود يا نه؟ البته وى بدعتهايى در دين پديد آورده بود. سپس شما از او خواستيد كه توبه كند و او نيز توبه كرد، آنگاه بدان زمان كه [گروهى] وى را مىكشتند شما در قتلش دست داشتيد. اى امير مؤمنان، با آنكه ما به برترى و سابقه تو در اسلام و هجرت آگاهيم، نمىدانستيم آيا شما راه درستى رفتيد يا خطا كرديد». على(ع) گفت: آيا نمىدانستيد كه خداى عزّ و جلّ به شما فرموده است كه امر به معروف و نهى از منكر كنيد و فرموده است:
(وَ إِنْ طٰائِفَتٰانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمٰا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدٰاهُمٰا عَلَى الْأُخْرىٰ فَقٰاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتّٰى تَفِيءَ إِلىٰ أَمْرِ اللّٰهِ فَإِنْ فٰاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمٰا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ) (حجرات : 9)
و اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر بجنگند، ميان آنها صلح و آشتى برقرار كنيد و اگر يكى از آن دو گروه بر ديگرى تجاوز كند، با آن گروهى كه تجاوز مىكند، بجنگيد تا به حكم خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، ميانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتى برقرار كنيد و همواره دادگرى را پيشه سازيد كه خدا دادگران را دوست دارد.
سعد گفت: «اى على شمشيرى به من ده كه خود، كافر را از مؤمن باز شناسد [و بر كافر تيز، و بر مؤمن كند باشد]. چه من مىترسم كه مؤمنى را