3218. پس با او بيعت كن و از نو به عالم كفر باز مگرد و من تو را از رجوع به كفر، به خداى مقتدر، پناه دهم.
9. هرگز به سخن ناكسان گوش مده، چه آنها مىخواهند تو را به گرداب درياى بلا در افكنند.
10. آنان را چه رسد كه تو به خاطر ايشان على را آماج ناوك نيزه جان شكار سازى؟
11. پس اگر پيروز شوند، آنان پيشگامان ما بودهاند و ما خود به حمد خدا، جنگافروز نبودهايم و توجهى به ما نمىشده.
12. و اگر مغلوب شوند، كسى جز ما به آتش جنگ نسوخته و همراهى با على آخرين پيكار روزگار ما بوده است.
13. آيا جارى شدن خون اولاد قحطان در سرزمين خود [و برادركشى اعراب] بر لؤى بن غالب، [نياى] والامقام ما آسان آيد؟
14. ماجراى عثمان بن عفان را به سويى نه كه ما تو را خيرخواهتر و بهتريم؛ نمىدانيم چه گذشته و تو نيز به راستى نمىدانى.
15. به هر تقدير پهلويش به خاك هلاك افتاده بود، اما تو به گفته آن «لوچك» يا عمرو گوش فرا مده.
اتهام دشمنان به على(ع) در خصوص قتل عثمان آن قدر بىپايه بود كه عامه مردم هم بىپايه بودن آن را مىدانستند. نقل شده است: جرير بن عبدالله بجلى به نوجوانى برخورد كرد كه بر كُرّه شترى سوار بود و شعرى چنين بر زبان جارى مىساخت: