320
11. فَإِنْ غَلَبُوا كَانُوا عَلَيْنَا أَئِمَّةً
1. اى شرحبيل، اى پسر سمط تو به دوستى على دست يافتهاى ديگر از اين كار چه خواهى؟
2. اى شرحبيل، شام سرزمين توست و گوش به فرمان تو دارد. جز تو كس را در آن نفوذ كلامى نيست. پس به گفته آن گمراه كننده فهرى [اعتماد مكن و آن] را به دور افكن.
3. به راستى پسر حرب دام مكرى برايت گشاده كه تو با افتادن بدان دام براى ما چون بانگ آن كرّه شتر ثمود، شومى.
4. اگر او بدانچه از ما انتظار دارد نايل آيد، ملك ما بر او گوارا مىشود و سنگينى جنگ پشتها را مىشكند.
5. پس به دنبال جنگ عراق مرو؛ زيرا اين جنگ زنان را به دوران طهر، از بيم دچار حيضآلودگى كند.
6. به راستى كه على ميان هاشميانى كه به خونخواهى برخاسته بودند، بهترين كسى است كه در خانه كعبه گام نهاد.
7. او را بر گردن مردم عهد و پيمانى استوار همچون عهد ابوحفص و ابوبكر است.