1661. معاوية بن حرب به ما مىگويد: آيا در ميان شما كسى نيست كه به خونخواهى كشتگان دودمان خود برخيزد؟
2. ابوالحسن، على، با شمشير آختهاش كه هيچ نيزه و سلاحى در برابر آن كارگر نيست بر ما تاخته است.
3. تيغ در ميان صفوف نهاده و دمار از روزگار جنگجويان بر آورده و جمع ما را تارانده است.
4. [به معاويه] گفتم: اى پسر هند چنان مزاح مىكنى كه گويى تو در ميانه ما مردى بيگانه [و از واقعيت بىخبر] هستى.
5. به ما فرمايى با اژدهاى دمان دل صحرا كه بر نيش جانگزايش هيچ طبيب و درمانى نيست، درافتيم.
6. كدامين درنده در دل صحرا ياراى آن دارد كه با شير ژيان هولناك روبهرو شود؟
7. با اين ناتوانى و بيچارگى كه گريبان ما را گرفته چنان دلاورىها از ما بسى شگفت مىنمايد.
8. رزمآورى به گاه نبرد او را به هماوردى خواند، و در دم به مغاك مرگ فرو رفت.
9. غير از عمرو كه خصيههايش جانپناهش شد و او را زنده نگهداشت و او با دلى هراسان از معركه جان به در برد.
10. چون مردم در ميان آوردگاه او را چنان ديدند، گويى [از خوف] دلى