1471. من همانم كه مادرم مرا حيدر ناميده؛ مانند شير بيشهها، قوى و نيرومند هستم.
2. بر دشمنان، همانند طوفان صرصر، مىتازم كه شما را با شمشير پيمانه مىكنم؛ مانند پيمانهاى كه از چوب سندره درست شده باشد.
3. با بازوان ستبر و قوى شيرگونه با شمشير، چهرههاى كفار را مىزنم.
على(ع) در برابر يلى قرار گرفت كه سران و دلاوران عرب تاب برابرى با او را نداشتند؛ در اين هنگام، دو ضربت فيما بين ايشان اتفاق افتاد. آخرالامر حضرت على(ع) ضربتى بر سر او فرود آورد كه كلاهخود را شكافت و به سرش اصابت كرد و در سر او تا آنجا فرو رفت كه تيزى شمشير به دندانهاى او رسيد و به اندازهاى محكم بر فرق او فرو آمد كه صداى ضربت شمشير حضرت على(ع) لشكر را به خود متوجه ساخت! هنوز عقب ماندگان از لشكريان نرسيده بودند كه فتح و گشايش نصيب اسلام شد و قلعه خيبر به تصرّف مسلمانان در آمد.
على(ع) گفت: «سر مرحب را نزد پيغمبر آوردم. حضرت خوشحال شد و براى من دعا كرد». 1
د) جابر بن عبدالله انصارى چنين روايت كرد: روز خيبر كه فرا رسيد، رسول خدا(ص) مردى را به كارزار با دشمن فرستاد و او از مقابله با دشمنان ترسيد! در اين حال محمد بن مُسلِمه به حضور رسيد و عرض كرد: «يا رسول الله! هيچگاه مانند امروز نبينم: براى اينكه محمود بن مسلمه كشته شد». رسول خدا(ص) فرمود: هيچگاه در انتظار ديدار دشمن نباشيد. بلكه از خداى تعالى