78بنابراين، دور نيست كه نخستين بار عمر بن عبدالعزيز به عنوان يك حكم حكومتى، كافران را از ورود به مسجدها بازدارد و پس از آن به منابع فقهى راه يابد. اگر چنين باشد بايد وضعيت زمانى عمربن عبدالعزيز در نظرگرفته شود و اينكه چرا او چنين تصميمى را اتخاذ كرده است و به فرضِ حجت بودنِ عمل او، محدود به همان زمان و وضعيت حاكم بر آن بوده و درخور گسترش نيست.
رعايت حرمت و قداست
از آنچه گفته شد، مىتوان نتيجه گرفت كه كفر، بازدارنده از ورود به مسجدها نيست و غير مسلمان نيز مىتواند به مسجد وارد شود. ولى بدون شك، اين بدان معنا نيست كه دَرِ مسجد، بدون قاعده و برنامه به روى هر غير مسلمان گشوده شود. مسجد، مكانِ عبادت، ارشاد و هدايت، تبليغ و ترويج دين است. انجام هر كارى كه با اين شأن و مقام ناسازگار باشد، در مسجد جايز نيست؛ حتى براى مسلمان، چه رسد به غير مسلمان. بنابراين، ورود غير مسلمان به مسجد، در درجه اول بايد انگيزه شرعپسند داشته باشد؛ مانند آشنايى با معارف اسلامى، شنيدن سخن وحى و آشنايى با آداب و رسوم عبادى مسلمانان و ... و يا دستكم انگيزههاى عقلايى، مانند مشاهده آثار و تمدن اسلامى برجاى مانده در بناهاى مساجد.
پس بايد ورود به مسجد، هدفدار باشد و هدف هم شرعپسند و عقلايى. با اين همه، حفظ شئون مسجد نيز لازم است. به اين معنا كه پوشش، چگونگى رفتوآمد، نگهداشت ادب و احترام و... بايد بهگونهاى باشد كه بىاحترامى به مسجد و هتك حرمت آن نشود كه در اين صورت، بىگمان جايز نخواهد بود.
درباره هيئت مسيحيان نجران كه به حضور پيامبر(ص) شرفياب شده بودند، آمده است:
چون با لباسهاى فاخر و علامتهاى ويژهاى بودند، پيامبر به آنان توجهى نكرد و وقتى آنان علت بىتوجهى را از اصحاب پيامبر جويا شدند، اصحاب گفتند: «نوع لباس