76احتجاجها و گفتوگوهاى علمى در مسجد با غير مسلمانان داشتهاند؛ از جمله: در احتجاجهاى امام صادق(ع) با زنادقه آمده است:
روزى ابن ابىالعوجاء هنگام حج، با جمعى از همفكرانش در مسجدالحرام نشسته بودند. در همان هنگام، امام صادق(ع) ميان ياران و زائران خانه خدا به بيان احكام و تفسير قرآن مشغول بود. زنديقان به ابن ابىالعوجاء پيشنهاد مناظره با امام صادق را دادند تا به پندار خود، امام را محكوم و از چشم ياران بيندازد! پذيرفت و با امام(ع) باب گفتوگو را باز كرد و كعبه و اعمال حج را به ريشخند گرفت و امام هم با پاسخهاى استوار، وى را رسوا ساخت. 1
در صورت درستى اين نقل، روشن مىشود غير از مشركان نيز، به مسجدالحرام داخل مىشدهاند. تأييد بر آن، ديدگاهى است كه ناروايى ورود به مسجدالحرام را ويژه مشركان مىدانست.
مفضل مىگويد: «روزى پس از نماز عصر، در روضه مسجدالنبى، ميان قبر و منبر نشسته بودم و در فضايل پيامبر(ص) مىانديشيدم كه ابن ابىالعوجا وارد مسجد شد و با يكى از همفكران خود، نزد من نشست و سخنانى را در انكار صانع و... بر زبان راند كه من از شنيدن آن به شدت ناراحت شده و بر او پرخاش كردم. در پاسخ من گفت: اگر از اصحاب جعفر بن محمد(عليهماالسلام) هستى او با ما چنين رفتار نمىكند. داستان را به امامصادق(ع) عرض كردم، امام آنچه را لازم بود به من آموخت تا بتوانم در برخوردهاى بعدى، با استدلال و منطق برخورد كنم».
از اين داستان به خوبى دانسته مىشود كه ورودِ از دين برگشتگان و ملحدانى چون ابن ابىالعوجاء به مسجدالنبى، امرى عادى بوده است. آنچه مفضل را بر آشفته، حضور آنان در مسجد نبوده، بلكه سخنان كفرآميز و الحادى آنان بوده است و امام نيز به مفضل سفارش نمىكند كه اين گفتوگو در خارج از مسجد انجام گيرد؛ همچنانكه خود آن جناب، در آن داستان ديگر به ابن ابىالعوجاء نمىفرمايد برويم در بيرون مسجد تا پاسخ