74وفد «نخع» است؛ قبيلهاى از يمن كه در نيمه محرم سال يازدهم به حضور پيامبر رسيدند. 1 البته ميان اينان، شمارى از پيش مسلمان شده بودند و براى اظهار حمايت و وفادارى قبيله خود به مدينه مىآمدند و شمارى هم در خارج مسجد با پيامبر(ص) ديدار داشت. ولى بسيارى از آنان برابر معمول به مسجد مىآمدند و خدمت پيامبر(ص) مىرسيدند. مهمترين هيئتى كه به محضر پيامبر(ص) مشرف شد، كه هم شيعه و هم سنى آن را روايت مىكند، هيئت نمايندگى نصاراى نجران است كه در سال دهم هجرت به مدينه آمد. در اين هيئت شصت تن از علما و شخصيتهاى مهم مسيحيان نجران حضور داشتند؛ به اين ترتيب كه به مسجدالنبى وارد مىشوند و چون وقت نماز آنان فرا مىرسد، از پيامبر(ص) مىخواهند تا نماز خود را در مسجدالنبى بگزارند. پس از آن، گفتوگوها آغاز مىشود. پيامبر(ص) آنان را به پذيرش اسلام فرا مىخواند.
پس از مجادله و گفتوگوهاى بسيار، نمايندگان مسيحى اظهار مىدارند قانع نشدهاند و پيشنهاد مىكنند: «مباهلهاى انجام شود». پيامبر(ص) مىپذيرد و قرار وقت مباهله را مىگذارند كه آيه 61 آل عمران، اشاره به همين واقعه دارد و در منابع تاريخى و روايى، تمامى داستان، جزء به جزء آمده است. 2
پس از رحلت پيامبر(ص) آمدن غير مسلمانان به مدينه نيز ادامه مىيابد. در تاريخ از گروههاى مختلف ياد مىشود كه به انگيزههاى گوناگون به صورت فردى و گروهى، به مسجد پيامبر(ص) وارد مىشدند و از خليفه وقت پرسشهايى مىكردند كه به گواهى تاريخ، در بيشتر اين موارد، خليفه از على(ع) مىخواست كه به پرسشها پاسخ دهد و حضرت با پاسخهاى استوار و دقيق خود، شبههها را مىزدود و دلها را نرم مىكرد و گاه زمينه گرايش آگاهانه آنان را به اسلام، فراهم مىآورد.
در كتابهاى روايى، در بخش احتجاجهاى ائمه(عليهم السلام) اين شواهد به چشم مىخورد! از جمله در بحارالانوار، در بخش احتجاجهاى على(ع)، علامه مجلسى، اين احتجاجها را در چند باب قرار داده است: باب احتجاج با يهوديان، باب احتجاج با مسيحيان و...