73به حضور پيامبر(ص) شرفياب مىشدهاند. ظاهر كلام علامه و صاحب جواهر، اشاره به دسته نخست دارد؛ زيرا در تذكره «أنزل» آمده است؛ يعنى پيامبر آنان را در مسجد جاى داد و در جواهر «ادخال» آمده؛ يعنى پيامبر(ص) كافران را به مسجد وارد كرد و اين مورد را هم گفتهاند به فرضِ ثبوت، مربوط به صدر اسلام و پيش از نزول آيه است.
در هر صورت، با توجه به موارد بسيارى از حضور هيئتهاى نمايندگى كافران در مسجدالنبى و در محضر پيامبر و نيز جاى دادن كافران در مسجد، اينكه باز گفته شود «اگر ثابت شود»، «اگر بپذيريم» و... كملطفى است.
اما ادعاى اينكه حضور كافران در مسجدالنبى، تا پيش از نزول آيه شريفه بوده، يعنى تا آخر سال نهم هجرى و از آن پس، چنين چيزى اتفاق نيفتاده است، درستى و نادرستى آن را بايد از تاريخ به دست آورد؛ زيرا ادعاى تاريخى است و طبيعى است كه تاريخ بايد ادعا را تأييد كند. وگرنه نمىشود پذيرفت. بايد ديد آيا به راستى پيامبر و مسلمانان، پس از نزول اين آيه كريمه، درِ مسجد را به روى هيئتهاى نمايندگى غير مسلمان، به اين دليل كه آنان كافرند و نجس و نبايد به مسجد وارد شوند، بستهاند يا آنكه آن سيره همچنان ادامه داشته است؟
آيه شريفه: (...إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ...) در ذىحجه سال نهم هجرت توسط علىبن ابىطالب(ع) در مراسم حج بر مشركان ابلاغ شد، ولى آيا بر پيامبر(ص) هم در همان ماه نازل شد يا ماه پيش و... جاى بحث دارد و شايد نتيجه آن، ما را در شمار نمونههاى تاريخى كه ارائه مىكنيم، يارى رساند. ولى با توجه به بسيارى شاهد و نمونه در سال دهم هجرت به بعد، نيازى به يك چنين بحث و بررسى نيست.
نگاهى به تاريخ سال دهم و يازدهم هجرت، نشان مىدهد كه آمد و شد نمايندگان (وفود) پس از نزول آيه شريفه، همچنان ادامه داشت. ابن اثير در تاريخ خود، در رخدادهاى سال دهم هجرت، از سيزده هيئت نمايندگى نام مىبرد كه تنها در سال دهم هجرت به مدينه آمده و به حضور پيامبر(ص) شرفياب شدند و آخرين هيئت نمايندگى