55شرك، مراتبى دارد كه غير از معصومان(عليهم السلام) و اندكى از مؤمنان، ديگران از پارهاى مراتب آن رهايى ندارند. پس چارهاى نيست جز آنكه از شرك در اين آيه، آن مرتبه خاصى مقصود باشد كه نقطه مقابل اهل كتاب است.
افزون بر اين، به فرض آنكه كسى گسترش در معناى شرك را بپذيرد، باز آيه همه كافران را در برنخواهد گرفت؛ زيرا از خدا برگشتگان و مادىگرايان و زنادقه، بىگمان از مشركان نيستند؛ مگر از راه اولويت، حكم را بگسترانيم. به اين معنا: وقتى آنانكه به خدايى اعتقاد دارند، هرچند با شريك، نتوانند وارد مسجدالحرام شوند، آنانى كه به هيچ خدايى اعتقاد ندارند، به طريق اولى نمىتوانند وارد شوند. البته اين اولويت نيز جاى ترديد دارد؛ زيرا قرآن مىفرمايد: (...إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ) چيزى در زشتى به پايه شرك نمىرسد.
گسترش در علت
دومين راهى كه براى گسترشِ حكمِ «ناروايى ورود به مسجدالحرام» از مشركان به ديگر كافران وجود دارد، توجه به علتى است كه در آيه شريفه براى حكم بيان شده است. علت اينكه مشرك نمىتواند به مسجدالحرام وارد شود، نجس بودن اوست: (يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاٰ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ).
بنابراين، هر انسانى كه مانند مشرك نجس و ناپاك باشد، نبايد وارد مسجدالحرام شود؛ مشرك باشد يا غير مشرك و چون ديگر كافران نيز، مانند مشركان ناپاكند، در نتيجه نمىتوانند به مسجدالحرام وارد شوند.
آقا ضياء در شرح تبصره، بر ناروايى ورود همه كافران به مسجدالحرام و ديگر مسجدها، چنين استدلال مىكند:
ولا يجوز أيضاً أن يدخل الذمّي فضلاً عن غيره من سائر الفرق الكفار المساجد، لظهور تفريع عدم دخول المسجدالحرام في الآيه على نجاسة المشرك الجاري في غيرهم من أهل