3886. محمد بن مسلم مىگويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: آيا پيامبر خدا(ص) در روز ترويه نماز ظهر را در منا خواند؟ فرمود: «نعم و الغداة بمنى يوم عرفة». 1
البته فعل پيامبر، اعم از وجوب و استحباب است. لذا ازاينروايت فقط مطلوبيت استفاده مىشود.
نتيجهگيرى
چون در مسئله، اجماعى بر «استحباب» ثابت نيست و تنها از شهرت برخوردار است، آن هم نه شهرتى قابل توجه در ميان قدما، بلكه شهرتى در ميان متأخرين، از طرفى مستند فقها در اظهار نظر روايات موجود در كتب و منابع حديثى است، ازاينرو بايد به آنچه از روايات استفاده مىشود، ملتزم شد. از روايات چنانكه گذشت، «وجوب اقامه نماز ظهر و عصر در منا بر اميرالحاج در روز ترويه» اثبات مىشود. گرچه بسيارى از فقها به لحاظ عدم ابتلا اين فرع را مطرح نكردهاند. اما ميان فقهاى معاصر برخى از محققان چنين فتوا دادهاند:
بر اميرالحاج لازم است كه احرامش را از مقدارى قبل از ظهر روز ترويه به تأخير نيندازد و نماز ظهر و عصر را در منا بهجا آورد و تا طلوع آفتاب روز نهم در منا بماند و بر ديگران مستحب است كه اگر مشقتى ندارد، قبل از ظهر محرم شده، نماز ظهر و عصر را در منا بخوانند و درصورت مشقت، بعد از نماز محرم گردند. 2
گويا در اين مسئله از استاد خويش تبعيت كردهاند؛ مرحوم محقق داماد پس از بحث از روايات، چنين نتيجه گرفتهاند: «فتبنّ أنّ الحقّ هو الوجوب بلا احتياج إلى التصرف في الرواية». 3بر اين حكم الزامى، حكمهايى را نيز به صورت احتمال مطرح كردهاند؛ مثل:
- اميرالحاج براى آنكه امارتش ثابت شود، بايد قبل از همه به سرزمين منا رود و آنچه را موجب رفاه حجاج مىشود، فراهم آورد و وضعيت مناسب براى عزيمت