384
فاذا صَلّي الظهر يوم التروية بمكة خرج متوجّهاً إلى منى، و على الامام أن يخرج من مكّة قبل الظهر حتى يصلّي الظهر والعصر معاً في هذا اليوم بمنى و يقيم بها إلى طلوع الشمس من يوم عرفة. 1
شاهد ديگرى كه مىتوان بر عدم دلالت عبارات فوق بر «وجوب اقامه نماز ظهر در منا بر اميرالحاج» ذكر كرد، اينكه برخى از فقهاى عصر اخير كه برخلاف شهرت بين اصحاب كه اقامه نماز ظهر در منا را بر اميرالحاج مستحب مىدانند، آن را واجب شمرده و علىالقاعده بايد فقهاى قائل بر وجوب را نيز معرفى كند كه تنها به عبارت شيخ طوسى در تهذيب اشاره دارد و از دو كتاب نهايه و مبسوط سخنى به ميان نمىآورد. 2
البته عبارت «تهذيب» بر «عدم جواز اقامه ظهر در غير منا بر اميرالحاج» دلالت دارد، مىفرمايد: «فامّا الامام فانه لايجوز له أن يصلّي الظهر يوم التروية الّا بمنى و كذلك صلوة الغداة يوم عرفة و يقيم إلى بعد طلوع شمس ثمّ يغلوا إلى عرفات». 3
نكتهاى كه «وجوب اقامه نماز در منا بر اميرالحاج» را در اين عبارت تضعيف مىكند، عطف «نماز صبح روز عرفه» و «ماندن تا بعد از طلوع خورشيد» بر «لايجوز له أن يصلّي الظهر يوم التروية الّا بمنى» است، با آنكه فقها آن را واجب نشمرده و روايتى هم ظاهر در اين معنا نيست. درحالىكه روايات متعددى بر لزوم اقامه نماز ظهر در منا وجود دارد كه از سوى برخى مورد استدلال قرار گرفته است. اگر شيخ طوسى نيز با استناد به روايات فوق، قائل به وجوب شده باشد، عطف دو مسئله ياد شده بر اين مطلب، درحالى كه دليلى ندارد، بعيد به نظر مىرسد. ازاينرو ممكن است عطف اين دو مسئله كه مستحباند، شاهدى بر عدم دلالت «لايجوز ... الّا بمنى» بر وجوب باشد. بلكه همانطور كه علامه احتمال داده، بر «شدت استحباب» دلالت كند 4، پس حمل كلام شيخ بر شدت استحباب برخلاف سخن بعضى از فقها كه آن را بىوجه دانستهاند 5، چندان هم بلاوجه نيست. صاحب جواهر نيز ضمن تأييد سخن علامه، لفظ «لاينبغى» و امثال آن در روايات و نيز اجماع فقها غير از شيخ را شاهد گرفته است. 6