385بنابراين اگر از اشكالات و شبهات فوق صرفنظر كنيم، تنها شيخ طوسى در كتاب تهذيب قائل به وجوب ميان قدما و متأخران است. بسيارى از فقها يا مسئله را مورد بحث قرار ندادهاند يا قائل به استحباب شدهاند. البته صاحب حدائق پس از نقل روايات مسئله، آنها را ظاهر در وجوب دانسته و اظهار داشته: «و هذهالاخبار كلّها كما ترى ظاهر الدلالة في الوجوب ... فالقول بالوجوب ليس ببعيد عملاً بظاهرها كما لا يخفي». 1
بررسى اجماع
اجمالاً روايات را بررسى خواهيم كرد، اما با توجه به اينكه بعضى از روايات دلالت بر وجوب دارند، چرا مشهور بين فقها، «استحباب» است؟ آيا چنانكه برخى ادعا كردهاند، مسئله اجماعى است، بهطورى كه قول به «استحباب» متصل به زمان معصوم باشد و تقرير معصوم از آن استفاده شود؟ اگر چنين اجماعِ حجتى اثبات شود، البته در بررسى روايات بايد دقت بيشترى نمود و مخالفت با اجماع دشوار خواهد بود. اما مسئله عمده آن است كه آيا اجماعى در مسئله ثابت است يا نه؟ قبل از شيخ بسيارى از فقها اصلاً متعرض اين مسئله نشدهاند.
شيخ طوسى خود در كتاب «الجمل و العقود» قائل به استحباب شده و مىگويد: «ينبغي للإمام ان يصلّي الظهر و العصر يوم التروية بمنى ... و ينبغي أن لا يخرج الإمام مِن منى الّا بعد طلوع الشمس من يوم عرفة...». 2
كلينى از ميان روايات فقط دو روايت را نقل كرده كه يكى ظهور در وجوب دارد. 3 شيخ صدوق نيز فقط يك روايت نقل كرده كه دالّ بر وجوب نيست و با استحباب نيز سازگار است. 4 ولى غير از اين دو اثر روايى، در هيچيك از كتب «فقهالرضا» منسوب به امام هشتم(ع)، «المقنع» و «الهدايه» از شيخ صدوق، «المقنعه» از شيخ مفيد، «جمل العلم و العمل»، «الانتصار»، «المسائل الناصريات» از سيدمرتضى و «الكافى» از ابوالصلاح حلبى مطرح نشده است. 5 پس از شيخ طوسى نيز غالباً متعرض اين مسئله نشدهاند.