271هرچند ميان اين دو تعريف از جهاتى اختلاف به چشم مىخورد، به نظر مىرسد در مقصود و هدف اين نوشته تأثيرگذار نيست. ازاينرو نقد و بررسى اين دو نظريه ضرورتى ندارد؛ بهويژه اينكه اگر بخواهيم حقيقت مطلب روشن شود، بايد اقسام تقيه نيز تبيين گردد.
3. تقسيمات تقيه
تقيه، مانند هر مقوله اجتماعى ديگر، از جهاتى قابل تقسيم است و ممكن است حكم هر قسم از تقيه با قسم ديگر متفاوت باشد. براى روشنشدن جايگاه تقيه مداراتى، كه موضوع اين نوشته است، بررسى تقسيمات تقيه، هرچند مختصر لازم است. حضرت امام در آغاز بحث تقيه مىفرمايد: «چون تقيه از عناوينى است كه در ارتباط با متقى (تقيهكننده) و متقى منه (شخص يا اشخاصى كه از آنها تقيه شده) و متقى فيه (امرى كه از آن تقيه شده است) مىباشد، به حسب اين امور وذات آن، به اقسامى تقسيم مىشود:
الف) به لحاظ ذات تقيه تقسيم مىشود به «خوفى»، «مداراتى»، «كتمانى» و «اكراهى».
تقيه خوفى نيز گاهى بهخاطر ورود ضرر به جان يا آبرو و يا مال متقى و وابستگان اوست و گاهى بهخاطر احتمال وقوع ضرر بر افراد ديگر مؤمنان است و گاهى هم احتمال وقوع ضرر بر كيان اسلام است؛ مثلاً ترس از اختلاف و تفرقه مسلمانها، سبب تقيه مىشود.
تقيه مداراتى عبارت است از جلب دوستى مخالف، بهخاطر وحدت كلمه؛ بىآنكه ضررى از سوى او، شخص را تهديد كند و تقيه كتمانى، تقيهاى است كه به خودى خود داراى ارزش است و در برابر افشاى سرّ قرار دارد. اما تقيه اكراهى كه بحث آن در مكاسب محرّمه، آمده، عبارت از تقيهاى است كه ضرورت و اضطرار سبب آن مىشود؛
ب) تقيه به لحاظ فرد تقيهكننده، تقسيم مىشود به اينكه تقيهكننده، گاهى فردى