272عادى است و گاهى از افراد سرشناس است؛ مانند پيامبر (اگر تقيه براى او روا باشد) و ائمه(عليهم السلام) و فقها و مانند آنها، حكم تقيه در هريك از اين دو مورد، تفاوت دارد؛
ج) تقيه از جهت افرادى كه از آنها تقيه مىشود، چند قسم است: تقيه از كفار، حكمرانان اهل سنت، فقها و قضات اهل سنت، مردم عادى از اهل سنت و سلاطين يا مردم عادى شيعه؛
د) تقسيم تقيه به لحاظ فعلى كه تقيه در آن انجام مىگيرد، بدينصورت است: «فعل حرام، ترك واجب، ترك شرط، ترك جزء، انجام فعلى كه مانع و يا قاطع است و يا عملى كه طرف مخالف، عقيده به حجيت آن دارد». 1
افزون بر تقسيم حضرت امام تقسيمات ديگرى نيز براى تقيه كردهاند. اينك به نمونهاى از آنها اشاره مىشود:
حضرت آيتالله خويى(رحمه الله) تقيه را با نگاهى ديگر به سه قسم تقسيم كرده است. ايشان پس از اينكه تقيه را به معناى تحفظ از ضرر و خوف دانسته، در تقسيم آن مىنويسد:
الف) تقيه گاهى در معناى عام، يعنى تحفظ از هر ضرر احتمالى، هرچند در امور تكوينى، استعمال مىشود؛ مانند اينكه گفته مىشود جهت جلوگيرى از درد، با خوردن دواى آن، دورى كن؛
ب) گاهى نيز در مفهوم خاص به كار مىرود و آن عبارت است از تقيه از اهل سنت. اين معنا، همان تقيه اصطلاحى است؛
ج) همچنين گاهى تقيه از خداست كه عبارت است از بهجا آوردن واجبات و ترك محرّمات. اين تقيه وجوب عقلى دارد نه حكم شرعى. 2
شيخ انصارى(رحمه الله) تقيه را با توجه به احكام تكليفى، به پنج قسم تقسيم كرده است. او در اينباره مىنويسد: تقيه به لحاظ حكم پنج قسم است:
الف) واجب، و آن عبارت از تقيهاى است كه بهخاطر دفع ضرر صورت مىگيرد و