262مناسب است در اينجا به يكى از آن روايات اشاره شود و آن روايت عمر بن يزيد از امام صادق(ع) است كه فرمود:
ما كنتم احد يصلي صلوة فريضة في وقتها ثم يصلي معهم صلوة تقيّة وهو متوضّأ الا كتب الله له بها خمساً و عشرين درجة فارغبوا في ذلك. 1
احدى از شما نيست كه نماز واجبى را در وقت خودش بخواند، سپس همان نماز را به صورت تقيه، درحالىكه وضو دارد با آنان بخواند، مگر اينكه خداوند براى اين نماز تقيهاى، 25 درجه بنويسد، پس رغبت كنيد در اين امر.
ازاينروايت نيز مىتوان استفاده صحت نمود؛ زيرا نماز با آنان را مقيد به وضو مىكند و اين با بطلان نماز سازگار نيست.
البته در ميان اخبار به رواياتى برمىخوريم كه مفاد آنها بطلان نماز جماعت با آنان است و آنان را به منزله ديوار مىدانند و نماز را تنها با كسى تجويز مىكنند كه از نظر اعتقاد به حق، مورد وثوق و اطمينان باشد. مانند روايت ابى عبدالله برقى كه گفت:
كتبت إلى ابي جعفر الثاني(ع) أيجوز الصلوة خلف من وقف على ابيك وجدك؟ فاجاب: لا تصلّ وارئه. 2
به موسى بن جعفر(ع) نوشتم: آيا اقتداكردن به شخصى كه بر پدر و جد تو توقف كرده است (يعنى واقفيه؛ كسانى كه بعد از امام صادق(ع) توقف كردند و امامت شخص ديگرى را نپذيرفتند) جايز است؟ امام فرمود «در نماز به آنها اقتدا مكن».
همينطور روايت زراره كه گفت:
سئلت ابا جعفر(ع) عن الصلوة خلف المخالفين فقال: ما هم عندي الا بمنزله الجُدُر. 3
از امام صادق(ع) درباره اقتداكردن در نماز به مخالفين سؤال نمودم. حضرت فرمود: «اينها در نزد من به منزله ديوارند».
و نيز روايت على بن راشد كه گفت:
قلت لابي جعفر(ع) ان مواليك قد اختلفوا فاصلّي خلفهم جميعاً فقال: لاتصل الّا خلف