151شهرتِ (عملى و فتوايى) مستفاد از اين دو روايت را يكى از مبعدات قول به تخيير شمرده است.
اشكال 1
مرحوم نراقى، 1 صاحب رياض 2 و علامه مجلسى 3 گفتهاند: شهرت تنها در فعل و عملِ اصحاب و نه در رأى و فتواى ايشان است. آنان معتقدند عمل اصحاب تأكيدى است بر جوازِ تقصير و عدمِ تعينِ اتمام؛ به عبارت بهتر، اصحاب يكى از افراد واجب تخييرى را اختيار كردهاند.
پاسخ اشكال 1
چگونه ممكن است كه مشهور اصحاب، مانند ابن ابى عمير، صفوان، ابن نوح و بلكه همه اصحاب، افضليتِ اتمام را رها كنند و تقصيرِ مرجوح را برگزينند و در پاسخ على بن مهزيار، او را امر به قصر كنند؟! 4
اشكال 2
صاحب جواهر، نهتنها دو روايت بالا را صريح در شهرتِ وجوب قصر (نزد اصحاب ائمه) ندانسته بلكه ظهورى هم براى آنها قائل نيست و مى فرمايد: «چه بسا استمرارِ ابن مهزيار بر تمام خواندن در زمان [تحير] دليل بر شهرت و معروفيت تخيير و افضليت اتمام در آن دوران باشد». 5
پاسخ اشكال 2
اگر نزد اصحاب وجوب قصر متعين نبود؛ اولاً، چگونه است كه تقصير به همه اصحاب نسبت داده شده و چه وجهى در جواب ايشان به على بن مهزيار وجود خواهد داشت و اصولاً چرا در جواب على بن مهزيار، او را مخير در قصر و اتمام ندانستند و ثانياً، كلام ابن مهزيار مبنى بر ضيق نفسش (قد ضقت بذلك حتى أعرف رأيك) معنا