152نخواهد داشت؛ چرا كه او يكى از افراد واجب تخييرى را امتثال كرده و از تكليف واقعى، بريء الذمه شده است. 1
اشكال 3
مرحوم اصفهانى (شيخ الشريعه) با اينكه مستفاد از اين دو روايت را شهرتِ عملى و فتوايى اصحاب ائمه(عليهم السلام) مى داند، اما اين شهرت را كاشف از عمل نكردن ايشان به روايات اتمام ندانسته و نوشته است: «چهبسا مستند شهرت، عدم وصول روايات اتمام به دست ايشان باشد تا بر طبق مقتضاى آن فتوا دهند؛ چرا كه در آن زمان، بر خلاف عصر حاضر، همه روايات نزد همه راويان نبوده است». 2
دليل دوم: صحيحه محمد بن اسماعيل بن بزيع
وى گويد:
«سَألتُ الرِّضَا(ع) عَنِ الصَّلاةِ بِمَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ تَقصِيرٌ أو تَمَامٌ فَقَالَ قَصِّرْ مَا لَمْ تَعْزِمْ على مُقَامِ عَشَرَةِ أيَّام...». 3
بررسى دلالى
همانطوركه مرحومان وحيد بهبهانى، خويى و ميرزاى قمى فرمودهاند: «اين صحيحه صراحت دارد در اينكه مسافر بايد نماز خود را در مكه و مدينه - مادام كه قصد اقامت ده روز نكرده- شكسته بخواند». 4 البته مرحومسبزوارى 5 آن را ظاهر در وجوب قصر مى داند.
اشكال
در مقابل، برخى از فقها؛ مانند علامه حلى، 6 صاحب وسائل، 7 حكيم، 8 صاحب جواهر 9 و اصفهانى، 10 معنا و مراد آن را بيانِ يكى از افراد واجب تخييرى مى دانند و منافاتى ميان اين روايت و ادله تخيير و ارجحيت اتمام، قائل نيستند. محقق حلى اضافه مى كند: گويا امام(ع) مى فرمايد: «وجوب تعينى اتمام در حق مسافر، تنها در جايى است كه قصد اقامت مى كند». 11