150دانسته 1 و دليل اين نسبت را ظهور روايت على بن مهزيار و سعد بن عبدالله مى داند. بنابراين از آنجا كه مرحوم وحيد در نسبت دادن شهرت به اصحاب ائمه(عليهم السلام) به اين دو روايت استناد كرده و صاحب جواهر 2 نيز به آن اشاره مى كند، لذا بحث در بررسى دليل اول، بر محور دلالت اين دو روايت و پاسخ فقها از آنهاست. در اينجا، به تبعيت از ايشان، بحث را در دليل اول، پيرامون اين دو روايت مطرح مى كنيم؛ به عبارت ديگر، به جهت پيوستگى مطالب در دليل اول، ابتدا متن اين دو روايت را مطرح نموده، سپس دلالت آنها را، درباره شهرت نزد اصحاب ائمه(عليهم السلام)، به پژوهش و بررسى مى گذاريم. البته تمام بحث، به شهرتِ مستفاد از اين دو روايت منحصر مى شود؛ چراكه حديثِ ابن مهزيار مباحثى دارد كه در بخش سوم (قول به تخيير) بررسى خواهد شد.
دو روايت مورد استناد
1. صحيحه على بن مهزيار
قَالَ كَتَبْتُ إلى أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي(ما) أَنَّ الرِّوَاية قَدِ اخْتَلَفَتْ عَنْ آبَائِكَ فِي الإِتْمَامِ وَ التَّقْصِيرِ لِلصَّلاةِ فِي الْحَرَمَيْنِ... وَلَمْ أزَل على الإِتمَامِ فِيهِمَا إلى أَنْ صَدَرْنَا مِنْ حجنَا فِي عَامِنَا هَذَا فَإِنَّ فُقَهَاءَ أَصْحَابِنَا أَشَارُوا عَلَيَّ بِالتَّقْصِيرِ إِذَا كُنْتُ لاَأَنْوِي مُقَامَ عَشَرَةٍ... . 3
2. صحيحه سعد بن عبدالله
قَالَ سَألتُ أيُّوبَ بْنَ نُوحٍ عَنْ تَقْصِيرِ الصَّلاةِ فِي هَذِهِ الْمَشَاهِدِ الأرْبَعَةِ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ وَ الْكُوفَةِ وَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ(ع) وَ الَّذِي رَوَي فِيهَا فَقَالَ أَنَا أقَصِّرُ وَ كَانَ صَفْوَانُ يُقَصِّرُ وَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ وَ جَمِيعُ أَصْحَابِنَا يُقَصِّرُونَ. 4
بررسى اين دو روايت از نظر دلالت
مرحوم وحيد بهبهانى، 5 خويى 6 و بحرانى، 7 دو روايت ياد شده را دليل بر شهرتِ وجوب قصر در ميان اصحاب ائمه(عليهم السلام) دانستهاند و مرحوم اصفهانى 8 (شيخ الشريعه)