119مأموم بر امام، ترديد كرد اما جايز نبودن تساوى امام و مأموم، جاى بحث و بررسى دارد.
اكنون كه اين مطلب دانسته شد، لازم است محور و ملاك تقدم (جلوتر بودن امام از مأموم) تبيين شود.
اگر ملاك تقدم و تأخر، نزديكتر نبودن مأموم از امام به كعبه باشد، بهگونهاى كه يا در يك خط قرار گيرند و يا مأموم در مقايسه با امام، دورتر از كعبه بايستد، در اين صورت صحت نماز دايرهاى ثابت مىشود، به شرط آنكه دايره محل ايستادن امام، همان دايرهاى نباشد كه مأموم بر روى آن ايستاده است و دايره دوم (دايره مأموم) دورتر از دايره نخست (دايره امام) باشد تا از اين طريق، فاصله مأموم با كعبه در همه موارد، بيشتر از فاصله امام با كعبه باشد.
اين امر از آن جهت است كه كعبه، چهارگوش و مستطيل است و اگر دايرهاى پيرامون آن كشيده شود، فاصله خطوط اين دايره تا كعبه، يكسان نيست بلكه طبيعتاً خطوط موازى با زوايا در مقايسه با خطوط موازى با اضلاع، به كعبه نزديكترند؛ زيرا كعبه چهارگوش و مستطيل است، ضرورتاً خط موازى با ضلع در مقايسه با خط موازى با زاويه، از كعبه دورتر است.
بنابراين بايد دايره محل ايستادن مأموم از دايره محل ايستادن امام بزرگتر باشد و به عبارت ديگر، در همه نقاط، دورتر از كعبه قرار گيرد؛ زيرا در غير اين صورت -همانگونه كه از سخنان گذشته پيداست - دورتر بودن فاصله مكانى مأموم با كعبه در مقايسه با فاصله مكانى امام با كعبه، به تنهايى كفايت نمىكند؛ بلكه اين فاصله بايد در همه موارد رعايت شود و اين موضوع در شكل زير نشان داده شده است.
بنابراين شرط عدم تقدم مأموم بر امام بايد در همه موارد رعايت شود.
با شرحى كه گذشت، روشن مىشود كه قرارگرفتن مأموم در پشت سر يا كنار امام - به حالت دايره پرگارى - به تنهايى نمىتواند نزديكتر نبودن او به كعبه در مقايسه با