95
الجمرة اسم لموضع الرمي، قال ابن فرحون في شرحه علي ابن الحاجب: و ليس المراد بالجمرة البناء القائم و ذلك البناء قائم وسط الجمرة، علامة على موضعها و الجمرة اسم للجميع، انتهى. 1
جمره نام محل رمى است. ابن فرحون در شرحى بر ابن حاجب مىگويد: «منظور از جمره، ستونِ ايستاده نيست؛ زيرا آن بناى ايستاده در وسط جمره، علامتى است براى محل جمره و جمره نام همه (آن محل) است».
7. محمد بن شربينى (متوفاى 977 ه .ق) مىنويسد:
ويشترط أيضاً قصد الجمرة بالرمي، فلو رمي إلى غيرها كأنّ رمي في الهواء فوقع في المرمي لم يكف و قضيّة كلامهم أنّه لو رمي إلى العَلَم المنصوب في الجمرة أو الحائط التي بجمرة العقبة كما يفعله كثير من الناس، فأصابه ثمّ وقع في المرمي لا يجزيء. 2
شرط ديگر اين است كه نيت رمى داشته باشد. پس اگر ريگى به غير آن، مثلاً به هوا پرتاب كند و در محل رمى بيفتد، كافى نيست و مفهوم سخن فقها اين است كه اگر به ستونى كه در جمره نصب شده، يا ديوارى كه در كنار جمره (عقبه) است، سنگ بزند - همانگونه كه بسيارى از مردم انجام مىدهند - سپس در محل رمى بيفتد، كافى نيست!
اين عبارت بسيار قابل توجه است؛ زيرا علاوه بر اينكه ستونها را علامت محل رمى مىشمرد، نه محل رمى، و سنگ زدن به آنها را كافى نمىداند، تصريح مىكند كه مفهوم كلمات و فتاواى فقها نيز همين است. (دقت كنيد)!
8. بهوتى از علماى اهل سنت در «كشاف القناع» مىنويسد:
أنّ المرمي مجتمع الحصي، كما قال الشافعي، لا نفسالشاخص و لا مسيله. 3
محل رمى، محل اجتماع سنگريزهها است؛ همانگونه كه شافعى گفته، نه ستون شاخص و نه سنگهاى پراكنده.
گروه سوم: صاحبان اين نظريهاند كه جمره، همان مجتمع الحصى است:
1. در كتاب «حواشى شروانى» آمده است: