64است كه الارض داراى الف و لام است و الف و لام آن عهدى است، اشاره به آن قطعه زمين خاص كه در اصل مسئله، تعبير به جمره از آن شده است.
در اينجا شايسته است بررسى و تفحصى درباره جمره داشته باشيم و اگر اثبات كرديم كه متبادر از جمره، همان ستون است در صورتِ وجود داشتن و با فرضِ نبودن ستون، متبادر به ذهن از لفظِ جمره، محل و مكان ستون است. بنابراين، ديگر مجالى باقى نمىماند كه بتوانيم از كلمه الأرض، استفاده زمين اطراف را بكنيم و فتوا به كفايت زمين اطراف ستونها بدهيم.
به همين مقياس، در لسان روايات مىگوييم: اگر در فروع مسئله، تعبير به الأرض شده باشد، اشاره به زمين معهود، يعنى جمره، به معناى ستون يا محل و جاى آن است.
تعابير و كلمات فقها در متون فقهى
1. قدماى از فقها
شيخ صدوق(رحمه الله) (متوفاى 381 ه .ق): «وَ اقْصد إلى الجَمْرةِ القُصْوي وَ هِيَ جَمَرَةُ العَقَبَةِ، فَارْمِها سَبْعَ حَصَياتٍ».
در اين عبارت سخنى از ارض به ميان نيامده و تنها تعبير جمره بهكار رفته است. 1
صاحب كتاب الهدايه: «و اقْصد إلى الْجَمْرَةِ الْقصْوي و هِيَ الْجَمْرةُ الْعَقَبَةُ فَارْمِها سَبْعَ حَصَياتٍ» (الى آخر كلامه(قدس سره))». 2
شيخ مفيد (متوفاى 417 ه .ق): «ثمّ يأتِي الجَمرَة القُصْوي التى عِنْدَ العَقَبَة فَلْيَقُمْ مِنْ قبل وَجْهِها وَ لايَقُمْ مِنْ أَعْلاها». 3
در اين عبارت نيز تعبير «ارض» نيامده است.
شيخ طوسى: «وَ يَنْبَغي أَنْ يَرْمِي يَوْمَ النَّحْرِ الْعَقَبَة بِسَبْعِ حَصَياتٍ». 4
در كتاب الخلاف نيز مىفرمايد: «وَ يَنْبَغي أَنْ يَبْتَدِيءَ بِرَمْيِ جَمْرَةِ العَقَبةِ». 5
ابوالصلاح الحلبى (متوفاى 447 ه .ق): «يَرْمي مِنْها (أي الحصاة) يَوْمَ النَّحْر جَمْرَة الْعَقَبَة وَ