169روايات، قربانى هابيل را گوسفندى فربه و قربانى قابيل را خوشهاى نا مرغوب معرفى كردهاند. 1 در نتيجه قربانى هابيل در پيشگاه خداوند پذيرفته شد. 2
تاريخ و آثار باقى مانده از معابد، بتخانهها و آتشكدههاى اديان پيشين، نشان مىدهد كه عبادتگاهها همواره در كنار خود محلى به عنوان مذبح و قربانگاه داشته، و مراسم عبادى در آنجا با قربانى پايان مىيافته است.
قرآن كريم، خود گواه اين مطلب است: (لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَكاً)؛ «براى هر امتى قربانگاهى قرار داديم». (حج: 34)
امام رضا(ع) از جدش حضرت اميرالمؤمنين (ع) روايت مىكند كه فرمود:
«اصحابالرّسّ» مردمى بودند كه درخت صنوبرى را مىپرستيدند و قربانىها به آن مىدادند؛ سپس با هيزم آتش برافروخته، قربانىها را در آن مىسوزاندند. هنگامى كه دود آن به هوا برمىخاست، در برابر درخت صنوبر به سجده مىافتادند و گريه و زارى مىكردند.... 3
در تاريخ آمده است: عُزى، خداى بسيار عزيز مشركان، كه معادل ستاره زهره بود، در نخله، شرق مكه قرار داشت و بيش از ديگر بتها معتبر بود. حرم عزى از سه درخت تشكيل شده بود و قربانى انسان، بدان تقديم مىشد. 4
شهر حران، آنجا كه ابراهيم(ع) دعوت خود را عليه ستارهپرستى آغاز كرد، مركز صابئين بود. در آن شهر، ستارگان مورد احترام بودند. عقيده به نجوم و ارتباط حركات ستارگان با مقدرات زمينى به نحو اعلا بود. هر يك از ستارگان را الهه يكى از حوادث مىدانستند. هياكل مريخ، مشترى، زهره و... را در محرابگاه نصب مىكردند و از آنها كمك مىخواستند و گاهى به آنها قربانى تقديم مىكردند. 5
مردم دومة الجندل هر ساله شخصى را با تشريفاتى انتخاب و در پيشگاه الهه و اصنام خود قربانى و پيكر خونينش را در نزديكى قربانگاه دفن مىكردند. بسيارى از طوايف عرب، وقتى در غارت و جنگ، بر حريفان خود پيروز مىشدند، اموال آنان را به