106محل رمى بيفتد و سپس بغلتد و از آن خارج شود، كفايت مىكند؛ زيرا رمى در مرمى قرار گرفته است.
گروه پنجم: جمعى از فقهاى متأخر اشاره به كفايت رمى بر ستون و رمى بر محل اجتماع سنگها كردهاند و به تعبير ديگر، از كلام آنان تخيير استفاده مىشود كه نتيجه آن، كفايت رمى بر محل سنگريزههاست. پيروان اين نظريه عبارتاند از:
1. مرحوم شهيد اول در كتاب «دروس»، چنين مىنويسد:
والجمرة اسم لموضع الرّمي - و هو البناء أو موضعه ممّا يجتمع من الحصي - و قيل: هي مجتمع الحصي لا السائل منه، و صرّح عليّ بن بابويه بأنّه الأرض. 1
جمره نام محل رمى است و آن ستون مخصوص يا محل آن است كه سنگريزهها در آن جمع مىشود. بعضى نيز گفتهاند: جمره فقط نام محل جمعشدن سنگهاست و مرحوم صدوق تصريح كرده كه جمره همان زمين است.
2. مرحوم فاضل اصفهانى در «كشفاللثام» در تفسير جمره چنين مىنويسد: «و هي الميل المبني أو موضعه» 2؛ «جمره عبارت از ستونى است كه بنا شده، يا محل آن ستون».
3. شهيد ثانى در «شرح لمعه» نيز در تعريف جمره، اينگونه آورده است:
وهي البناء المخصوص أو موضعه و ما حوله ممّا يجتمع من الحصي، كذا عرفه المصنف في الدروس، و قيل هي مجمع الحصي ... و قيل هيالأرض. 3
جمره همان بناى مخصوص يا محل و اطراف آن است كه سنگريزهها درآن جمع مىشود؛ همانگونه كه مرحوم شهيد اول در دروس آن را تفسير كرده است. بعضى نيز گفتهاند: جمره همان محل اجتماع سنگريزههاست و بعضى گفتهاند: همان قطعه زمين است.
نكته مهمى كه در كلام شهيد آمده، اين است كه مىفرمايد: «أو موضعه و ما حوله...»؛ يعنى يك معناى جمره، محل ستون و اطراف آن محل است كه دقيقاً چيزى شبيه حوضچههاى كنونى مىشود (اين سخن در نظرتان باشد كه در بحث «نقدها» از آن استفاده فراوان خواهيم كرد).